محض نمونه، واژه پروانه را انتخاب كنيد. براي استفاده از اين واژه نياز نيست وزن صدايتان را كاهش بدهيد، يا بال هاي گردگرفته كوچك به واژه ببخشيد. ضروري نيست يك روز درخشان آفتابي يا مرتعي از نرگس زرد جعل كنيد. نياز نيست حتما دلداده باشيد، يا مثلا به پروانه ها عشق بورزيد. واژه پروانه يك پروانه واقعي نيست. اين سو صرفا كلمه داريم و آن طرف پروانه اي زنده. اگر اين دو را با هم اشتباه بگيريد مردم حق دارند به شما بخندند. واژه ها را بيهوده مهم جلوه ندهيد. سعي داريد ثابت كنيد بيشتر و كامل تر از هر كسي عاشق پروانه هاييد؟ يا اين كه واقعا طبيعت شان را فهميده ايد؟ كلمه پروانه اساسا يك جور داده يا همان اطلاعات خام است. اين برايتان از آن موقعيت هاي مناسب نيست كه پرواز كنيد، اوج بگيريد، رفيق گل و بلبل شويد، نماد حسن و جمال باشيد، يا به هر شكل ديگر خود را جاي يك پروانه بگذاريد. اداي واژه ها را درنياوريد. هيچ وقت اداي واژه ها را در نياوريد. هرگز موقعي كه درباره پروازكردن حرف مي زنيد زمين را ترك نكنيد. هيچ وقت هنگام حرف زدن درباره مرگ چشم نبنديد و سر به يك سو نيندازيد. وقتي درباره عشق حرف مي زنيد چشم هاي شعله ورتان را بر من متمركز نكنيد. اگر مي خواهيد وقتي درباره عشق حرف مي زنيد تحت تاثيرم قرار دهيد دو دست در جيب كنيد و مشغول احوال خودتان باشيد. اگر شوق و گرسنگي توي ديد بودن و تحسين شدن باعث شده درباره عشق صحبت كنيد، بايد ياد بگيريد چه طور بدون مسخره كردن خودتان يا ريش خند كردن موضوع اين كار را بكنيد. دوران ما چه نوع بياني را مي طلبد؟ اين دوران هيچ نوع بياني را نمي خواهد.
ما عكس هاي مادران محروم آسيايي را تماشا كرديم و هيچ علاقه اي به رنج اعضاي وجود شما نداريم. هيچ چيزي وجود ندارد كه بتوانيد با چهره تان نشان بدهيد و آن تصوير با وحشت اين عصر هماهنگ باشد. حتي سعي اش را هم نكنيد. فقط جلوي سيل تمسخر كساني كه چيزها را عميقا احساس كرده اند مي ايستيد. ما تكه فيلم هاي انسان هايي را كه مشغول درد تجزيه شدن بدن شان بوده اند ديده ايم. همه مي دانند شما خوب مي خوريد و حتي پول مي گيريد كه آنجا بايستيد. شما براي كساني كه فاجعه ها را از نزديك تجربه كرده اند اجرا مي كنيد. اين بايد حسابي ساكت تان كند. واژه ها را ادا كنيد، داده ها را همراه خود بكشيد، و كناري بايستيد. همه مي دانند شما رنج مي كشيد. نمي شود تمام چيزهايي را كه درباره عشق مي دانيد در خط به خط حرف هايتان به شنوندگان بگوييد. كناري بايستيد و آنها چيزي را كه مي دانيد مي فهمند، چون شما همان موقع هم آن را مي دانيد. شما هيچ چيز براي آموختن به آنها نداريد. بيشتر از آنها زيبا نيستيد. داناتر نيستيد. سرشان فرياد نكشيد. نبايد به زور وارد شويد. چون در اين صورت همراهي وحشتناكي خواهد شد. يادتان باشد مردم دوست ندارند گول بخورند. نياز ما چيست؟ كه به گوهره مرد نزديك باشيم، به ماهيت زن نزديك باشيم.
وانمود نكنيد خواننده اي محبوبيد با مخاطبان وسيع پا قرص كه تمام زير و بم زندگي تان را تا اين لحظه دنبال كرده اند. آنچه بمب ها و نارنجك ها نابود مي كنند فراتر از درخت ها و روستاهاست. آنها صحنه را نيز نابود كرده اند. خيال كرديد حرفه شما مي تواند از نابودي عمومي فرار كند؟ ديگر صحنه اي وجود ندارد. ديگر رديف هاي نور وجود ندارند. شما در ميان مردميد. پس فروتن باشيد. واژه ها را ادا كنيد، داده ها را همراه خود بكشيد، و كناري بايستيد. تنها با خودتان. در اتاق شخصي خودتان باشيد. وجودتان را تحميل نكنيد. اين چشم انداز دروني است. درون است. خصوصي است. به محيط خصوصي موضوعات احترام بگذاريد. اين تكه ها در سكوت نوشته شده اند. شجاعت اجرا در اين است كه آنها را به زبان بياوريم. نظم اجرا نبايد به آنها تجاوز كند. اجازه دهيد مخاطبان عشق محرمانه تان را حس كنند، حتي اگر هيچ محرمانه يي در كار نباشد. بهترين بد روزگار باشيد. شعر شعار نيست. واژه ها را بيهوده مهم جلوه ندهيد. مي ميرند وقتي بي دليل مهم جلوه شان مي دهيد، پژمرده مي شوند، و فقط ما مي مانيم و توهمات شما. واژه ها را دقيقا با همان لحني ادا كنيد كه ليست لباس هاي شستني را مرور مي كنيد. درست همان طور كه براي يقه پيراهن احساساتي نمي شويد، وقت ادا كردن واژه ها هم نبايد احساساتي شويد. براي يك حوله به رعشه نمي افتيد. ملافه ها نبايد چشم هايتان را به رخوتي ملال آور دعوت كنند. براي يك دستمال گردن ساده نيازي به گريه زاري نيست. دستكش ها نبايد شما را ياد سفري عجيب و طولاني در دريا بيندازند. اين فقط يك رخت شويي ساده است.
اينها فقط لباس هايتان هستند. از ميان شان دزدكي نگاه نكنيد. خيلي ساده: بپوشيدشان. شعر هيچ چيز نيست جز اطلاعات. چيزي شبيه قانون اساسي يك كشور. اگر بخوانيدش و با لحن رسمي بيانش كنيد بهتر از سياست مداراني نيستيد كه خودتان ازشان نفرت داريد. شما فقط يكي مثل آنها مي شويد كه پرچمي را تكان مي دهد و براي نشان دادن يك نوع وطن پرستي احساساتي از حقيرترين نوع نزديك شدن به موضوع استفاده مي كند. به واژه ها به عنوان علم نگاه كنيد، نه هنر. چيزي كه ارائه مي دهد فقط يك گزارش است. شما داريد جلوي اعضاي جست وجوگران انجمن نشنال جئوگرافيك حرف مي زنيد. شنونده هايتان تمام خطرهاي كوهنوردي را مي شناسند. آنها با درنظر نگرفتن اين موضوع به شما احترام مي گذارند. يادآوري مداوم اين جريان، بي احترامي به ميهمان پذيري آنهاست. بهشان درباره ارتفاع كوهستان بگوييد، تجهيزاتي كه استفاده كرديد، درباره سطح سنگ ها و زماني كه برد تا بشناسيدشان دقيق صحبت كنيد.

از جملاتي استفاده نكنيد كه آه و افسوس مخاطب را به دست بياوريد. اگر شايسته آه و افسوس هستيد به خاطر علاقه شما به موضوع و اتفاقات افتاده نيست، به خاطر اين است كه آنها هيجان زده و تحت تاثير اتفاقاتند. به خاطر نتايج و اعداد است نه ارتعاش صدايتان وقت حرف زدن يا حركات دست هايتان. اين به خاطر اطلاعاتي كه بهشان مي دهيد اتفاق مي افتد و همچنين شرح و توضيح برنامه ريزي شده شما از آن حادثه. از تزيينات بيهوده اجتناب كنيد. از اين كه ممكن است كارتان ضعيف باشد نترسيد. از خسته شدن و درماندگي شرمنده نباشيد. وقتي كه خسته ايد فوق العاده به نظر مي رسيد. وقتي خسته ايد طوري به نظر مي آييد كه توان تا ابد ادامه دادن را هم داريد.

مترجم: آرمين ابراهيمي

مطلب مرتبط